جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

88-پیشواز - فقط یه ماه مونده....

1392/5/26 17:52
نویسنده : 💚رستا💙
2,917 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرک مامان 

این روزا پرم از یه عاشقونه ی آرووووم ، درسته که خیلی سخت میگذره ، درسته که شبا به جای تخت نرم و گرم مجبورم روی یه مبل به صورت نشسته بخوابم ، درسته که صبحا که از جام بلند میشم نه کمرم توان صاف شدن داره و نه مچ پاهام توان راه رفتن....(مثل پیرزنا) ، درسته که همش سردرد و بدن درد دارم‌ . خلاصه هر دردی که فکر کنی.....اما همه ی اینارو برای یه لحظه دیدنت به جون میخرم......طاقتم دیگه برای دیدنت طاقه . خداروشاکرم بابت دادنت بابت وجودت. خدایییییییییییییاا شکرت

این مدت لگدای ناجور میزنی طوری که هرلحظه حس این رو دارم که نکنه به دنیا بیای. همش نگرانم و با هر تلنگری میخوام خودمو برسونم به بیمارستان . ساکت رو چیدم و هر روز ساعت هارو تند تند میشمارم و عین دیوونه ها با خودم و تو حرف میزنم....خیلی دوست دارم بدونم چه شکلی میشی..... دوست دارم با همون عکسه که تو اینترنت دیده بودم مقایست کنم ...دوست دارم بغلت کنه ....بچلونمت و خلاصه حسسسسسسسسسابی این روزارو تلافی کنم خیال باطل

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای مارتیا فقط بیا و بیا و بیا ........ فقط دلتنگم

راستی پسرکم ، عزیز دلم مامان ازت معذرت میخواد که نتونست مثه همه ی نینی های دیگه واست اتاق بچینه و تخت و کمد بگیره.....خودتم میدونی که جایی که من و بابات ساکنیم مال خودمون نیست . اما بهت قول میدم  آینده ای واست بسازم که به قول معروف گذشتت جلوش زانو بزنه نفففسسسم.

دیگه اینکه از همه ی دوستانی هم که به فکرمون بودن و شرمندمون کردن و مامان رستای تنبل هم نتونست بهشون سر بزنه حسسسسسسسسسسابی تچکر کن ... باچه؟؟

خوشحالم که حال سایای عزیزم بهتر شده، خیلی مراقب خودت بااااش عزیزم.

از حال زانیارم بگم گه ایم مدت خیلی بهتر شده تقریبا هر روز میرفت فیزیو که الان 2 روزه نمیره به خاطر امتحانش که 3 روز دیگست.....بچم انقدر استرس داره که منو هم دیوونه کرده.....همش 10 روز طول داره تا همه چی تموم شه اما خدا میدونه که من چه حالیم از دیدن پرپر زدنای هر دقیقش ..... بیچاره شوهرم.....  خدا کنه همه چی به خیر و خوشی بگذره ...... 

مارتیا جونم واست بگه که با عمه ی زانیار یبار رفتیم شاپینگ و من آخرین وسائل ضروریت رو گرفتم .... کالسکه هم گرفتیم ..... کریر یه دونه با طرح پوه دیده بودم که خیلی ناز بود اما متاسفانه تموم کرده بودن. خودم خیلی خوشم اومد ، حالا دوباره میرم اگه اورده بودن که حتما واست میگیرم. 

این سری هم عکس میزارم + یه سری از لباسات که خیلی هم خوشجلن. البته یادم نیست شاید قبلا عکسشون رو گذاشته بودم ....دیگه خودم هم قاطی کردممنتظر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وسایل ضروری:

 

 

 

 

 

 

 

یه بنر خیلی خوشگل درست کردم از عکس خودم و باباییی و فقط جای عکس تو خالیه مارتیا .....وقتی به دنیا اومدی بنر رو با عکسامون میذارم صفحه ی ثابت وبلاگ

با حرفهای مامان حسنا جون یه ذره تو زایمان مردد شدم......فقط تنها چیزی که میدونم اینه که خیلیییییییییییییییییییییییی میترسم و اصلا یعنی به معنای واقعی اصلا طاقت و تحمل درد رو ندارم.....

دیگه ندارم.....بعضی وقتا واقعا خسته میشم......

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (130)

سريعترين روش کسب درآمد اينترنتي
26 مرداد 92 17:13
سريعترين روش کسب درآمد اينترنتي ----------------------------------------------------- * تبريک براي کاربران نی نی وبلاگ »»»» کسب درآمد مطمئن براي شما * راهي آسان ، سريع و لذت بخش براي کسب درآمد ... * نگران سرمايه اوليه نباشيد ، رايگانه رايگانه... * دوست داريد دوبرابر بازديد وبلاگتان پول دريافت کنيد ... * مثلا : 2000 بازديد کننده در روز»»»» 40000 ريال درآمد... * داراي امکان جذب همکاره که مثل يک گنج طلاست... * ايجاد وبلاگ رايگان روي سايت (کسب در آمد از گوگل براي اولين بار در ايران) * در وبلاگ ايجاد کرده روي سايت مطلب ارسال کنيد و از تک تک ارسالي ها از سايت دريافتي داشته باشيد... * فراتر از آنچه تصورش را مي کنيد... * از بازديد کننده هاي وبلاگهاي خودتان هم کسب درآمد کنيد حتي يک نفر ... * براي کسب اطلاعات بيشتر و عضويت روي آدرس زير کليک کن... http://liikeee.mihanblog.com/
مهری
26 مرداد 92 17:27
واااااااااااااااااااااااااای رستا
میشه از بین اینا برای خودمون انتخاب کنیم
خب منم میخوام
اون کلاه خوشگل سبزشو
شلواری که قهوه ای
عاشق همشم
رفتم تو توهم
عروسکش فوق العاده است
عاقا اصن همهش خوشگلن
میگم ها سلیقه ات حرف نداره
این شاله این یه ماه هم تمام میشه
آقا مارتیا هم بزرگ میشه و قدر سختی های مامان رستا شو می دونه


سلاااااااااااااااام مهری جون
الهی عزیزم اصلا قابل شمارو نداره
ایشالا خوشگل تریناشو واسه پسر دخترت میگیری
سلیقه ی شما و شوهری هم حرف نداره
راستی وبلاگ چی شد؟
شوهری خوبه؟
باهم دیگه رفتین زیر یه سقف؟
مامان ریحان
26 مرداد 92 18:23
سلام ایشالا به سلامتی این یه ماه هم تموم میشه و زودی مارتیا جونو در آغوش میگیری ما هم بی صبرانه منتظر دیدن مارتیا جونیم خیلی اسم قشنگی انتخاب کردی مارتیا وای خدااااااااااااااا چه چیزای خوشگلی خریدی یکی از یکی نازتره ای جونم کلاشووووووو بیگ لایک مبارکش باشه ایشالا به سلامتی استفاده کنه می دونم که خیلی ذوقشونو میکنی رستا جون یه پیشنهاد : یه قاب مخصوص عکسهای نوزادی تا قبل یک سالگی هم براش بگیر ساک حملشم خیلی خوشگلههههههه من عاشق رنگ آبیم قیمتا چطوره مثه اینجا گرونه ؟
نازنین جونه رستا
26 مرداد 92 18:24
واااای خدای من!چقدررر لباساش بامزست.مبارکش باشه.فداش شم.ایکاش میتونستم بغلش کنم.حییییف.تو از طرف من حسابی بچلونش
مامان ریحان
26 مرداد 92 18:25
رستا بیا خصوصی
fateme
26 مرداد 92 18:47
واي رستاچقدخوشحال شدم ديدم آپ كرديواي چه لباساي مينياتوري وخوشگليكاش منم ني ني داشتميه بليزگرفتم واسه دخمليم هزارجاقايمش كردم گاهي اوقات فك ميكنم مادرشدن بهم نرسه وچن سال اينده ديگه كسي بچه نيارهبابااتاق اصلامهم نيست چون زودبزرگ ميشه وقتي هم كه كوچيكه كه زيادمتوجه نميشه.دايي من الان اينطوريه پيشمونه شده مثه........رستافقط مارتياروبدون پتونذاري توش البته روزاي اول چون يه جاخوندم چون خيلي كوچولوان كمرشون اذيت ميشه بعدچن روزخالي بذارش توالهيييييييييي من فداش بشم
saba
26 مرداد 92 18:55
salaaaaaaaam rasta jooonam khoobi azize delam?vaaay rasta elahi bemiram k ta sobh neshastani mikhabi o dard mikeshivali kheili arzeshseho dare k in fesgheliye nanaziye man b donya biyad.rasta nemidooni mese bargh az jam paridam bala didam apidi kheili khoshhal shodam k ap kardi vaghan man ye mahe dg bayad sabr konam?man too nazara goftam nakone b donya oomde?miini cheghad doos daram zood bebinameshva bokhorameshrasta cheghad vasayel o lebasash ghashangan vaay dahanam ab oftadcheghad aroosakash khoshmel o khordani an vali ghade martiya khordani nistanrasti rasta joon man ba chizayi k ta alan fahmidam migan zayemene tabiyi kheili kheili behtar az sezariyanevali khob age nemitooni swzariyanam khoobe.khob azize delam man hamchenan montazereshama zooood baaashfelan khodafes eshghaaam khodafes martiya joooone man
saba
26 مرداد 92 18:57
rasti cheghad kaleskash khoshmele.kashki mishod khodam bezaramesh too oon o dokhtar pesari 2 tayi berim valgardi.bale mamane martiya bebin man che roshanfekram
مامان آوش و آویسا
26 مرداد 92 19:07
rastaye golam be salamati ishala bavaram nemishe nazdike omadane martiyas ghool bede harvaght omas sari axesho bezari maro bi khabar nazari haaaaaaaa... hameye vasayelesh kheyli ghashang bood asheghe hamash shodam makhsoosan oon kolahe sabz aslan negarane zayman nabash. enghad asoone ke bavaret nemishe.. ghablesh khodeto amade koon ke stres nagiri moraghebe khodet bash
saba
26 مرداد 92 19:10
rasti rasta joon kheili khoshhal shodam k agha zaniyar halesh behtar shode o dg fiziyo nemire emtehanasham k ishala khoobe khoob mide o ghaboole.rasti rasta man mikham lebasa martiya ro bokonam tanesh o oon pestoonakesham ba man nesf kone(che poroam vali havase pestoonek kardam kho room nemishe begam baram begirn)che ghad avize sakesh khoshjeledar kol in k kole chizash kheili ghashange khob maman babasham kheili khosh salighanrasta joonam bebakhshid ziyad harfidam.boooooos fadat sham
fateme
26 مرداد 92 19:16
رستابروخداروشكركن.من خالم كه پسربارداربودواااااي اگه ميديديش ماه هاي آخرمثه اردك راه ميرفت ،دماغش اينقدبزرگ شده بودكه نگو،پوستش تيره تيره آخرسرم پسرخالم باناخوناش زدكيسه آبوپاره كرد
majede
26 مرداد 92 19:25
عزیزدلم....خیلی خوبه که این دردارو برای مارتیا تحمل میکنی...ایشالله در اینده قدرتو حسااااااااااااااابی میدونه ایشالله دردت هم زودی خوب بشه دیگه اینکه وااای لباسای مارتیا خیلی خوشگلن و کالاسکه شم خیلی نااااااازه....کلاهش خیلی با مزست عزیزممممممممممم مارتیارو تو این لباسا تصور میکنم امیدوارم اقا زانیار هم امتحاناش رو عاااااااااااالی بده... دیگه اینکه عروسکاش هم خیلی خوشگلنننننننننننننننن + 8 ماهگی مارتیا جوووووووووووونممممممممم میارک باشه...ایشالله تولد 80 سالگیشو باهم جشن بگیرین
SaYa
26 مرداد 92 19:37
سلاااااااام عزیززززززدلم سلاااااام قربوووونت برم من فداااااات بشم نفسم واقعا انقد شرمندم نکن همش آره بابا دیگه اصلاااا به کنکور فکر نمیکنم هرکسی یه چیزی میگه ولی من همون انرژی مثبته خودمو میدم واااای چقدر دلم برات تنگ شده بود همیشه ذوق مرگ کامنتای خوشگلت میشم الهی خدااایا نیگا دومادیم چقد خوشتیپه الهی مادرزنش فداش بشه عزیززززدلمه کی میایی خو ببینمت من؟
SaYa
26 مرداد 92 19:44
رستا الهی که فدای لباسای نفسیم بشم من خیلی دوسشون دارم همشو نگه میداری واسه عروستااااا خوبهببینیم تو تن هردوشون چه شکلی میشه رستا وقتی میبینم انقدر بااحساس حرف میزنی از حس مادریت دلم قش میره واسه داشتن بچهالهی ای جاااانم خدایی سلیقمون کپی همه کپی!یعنی من عاشق سادگی و شیک بودنم رنگ کالسکه عالیه خدای من عروسکاااشو اونا دیگه حرف ندارن قربونت برم تو انقدر وسایلای خوشگل واسه مارتیا جون خریدی که اصلا نبود اتاق به چشم نمیاد بعدشم مگه تو مارتیا از خودت جدا میکنی؟حتی اگه اتاقم داشته باشه همش بقل مامانیشه الهی فداش بشم....تو تا همینجاشم ثابت کردی یه مادر نمونه ای
SaYa
26 مرداد 92 19:48
رستا من یه نظر طولانی دادم 2تا بود یکیش اومده یکیش نزد که اومد اومده برات؟قربونت برم هنوز کلی نظر مونده برات ولی تو مطب دکترمشب بقیشو برات میزارم عزیزدلم
SaYa
26 مرداد 92 19:53
خصوصی؟
اب نبات
26 مرداد 92 21:40
چه قدر ناززززززززززززززززززززززززززززززززن ..مبارک پسملی باشه ..به سلامتی تن نازنینش بپوشی...
حمیده
26 مرداد 92 22:06
عاااااااااااااااااااااااااااشق این خرید کردناتم که بدجوری وسوسه بچه رو انداخت به جوووونم... اونقده از دیدن سیسمونی بچه ذوق زده میشم که نگو... به شوهرم میگم وقتی که باردار شم دیگه باید تو سیسمونی فروشی ها پیدام کنی... همشون قشنگ بودن... ایشااله صحیح و سالم به دنیاش میاری و واسمون از لحظه خوش اولین دیدارت با آقا مارتیا میگی.. من که بی صبرانه منتظر اون لحظه ام.. فکر کنم قبلا هم بهت گفت احتمالا تاریخ زایمانت با خواهر شوهرم باهمه.. نی نی اونم آقا پسره.. وای که چقدر دوست دارم زودتر بدنیا بیاد... من که دلم آب شد چه برسه به مامان و باباش..
روژیا
26 مرداد 92 22:18
سلام رستا جونم خیلی سیسمونی مارتیا جونم قشنگه این همه به نی نی وب سرمیزنم تا حالا وسایلی به این قشنگی ندیده بودم ایشاالله به سلامتی استفادشون کنه عشقم عاشقتم عزیزدلم دارم لحظه شماری میکنم برای دیدن روی ماه مارتیا راستی جهت اطلاعت من 15 سالمه نمی شد تورو توی وبه فقط خدا لینک کنم اما منو دوستم روژین برای ناظم دوران راهنماییمون وب درست کردیم تو اون لینکت کردم عزیزم ادرسشم گذاشتم منتظرم لینکم کنی عشقم بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
محبوبه مامان ترنم
26 مرداد 92 22:35
سلام رستا جان. خوبی ؟ از این روزهایی که پر از دردهای شیرین هست، نهایت استفاده را بکن که بعدها دلت واسه این روزها تنگ میشه. وسابل مارتیا جوجه هم خیلی خیلی خوشکلن. مبارکش باشه. ان شاالله که به سلامتی دنیا بیاد و به خوشی از وسایلش استفاده کنی. خدا را شکر که همسرت بهتر شده. ان شاالله که امتحانش هم با موفقیت تموم میشه. مواظب خودت و جوجه کوچولومون باش.
مامان حسنا
26 مرداد 92 22:37
ببخشید من قبل اینکه پستت رو ببینم اومدم نظر گذاشتم... خانومی منم طاقت درد رو ندارم ولی مطمئن باش خدا بهت صبر میده... بعد گفتم دردش مثه درد پریوده ولی کم کم شدید میشه فقط زیر دله... موقعی هم که بچه میخواد بیاد بیرون دردش مثه اولین نزدیکیه بعضیا زیادی بزرگش میکنن
هدیه
26 مرداد 92 23:59
واییییییییییییییییییییییییی چقدر نازن لحظه شماری می کنم تا عکس جوجوی خاله رو ببینم مبارکش باشه معلومه یه مامان خوش سلیقه ای داره دل تو دلم نیست انگاری راستکی دارم خاله می شم عزیزم مواظب خودت باش
fateme
27 مرداد 92 0:10
واي خاكـــ به سرم دلم براي مارتياتنگوليده بودرفتم شيكمتونگاكردمبرطرف شدراستي بابعضي ازاهنگات مثه اوني كه ميگفت مهم اينه....يااين جديده ياده خاطرات3ماه پيشم ميفتم كه ازساعت10صب تا11شب بكوب درس ميخوندم وگوشي ونت وتي وي تعطيل بود!!!اين آهنگوآوازك تازه گذاشته بودمن هروقت ميخواستم باسعيدحرف بزنم اينوميذاشتم صداش زيــــآدميكردم كه كسي نفهمهيادش بخيــــر
fateme
27 مرداد 92 0:19
راستي رستاجون يادم رفت بگم اگه خودت صلاح ميدوني اون پست"همين الان تمومش كنيد..."روتاقبل ازبدنيااومدن مارتياديليت كني فك كنم بهترباشه*آخه خودت كه ميدوني خوب نيس تووبلاگ ني ني نيومده ازاينجورچيزاواسه يه سري ادمه...باشه
fateme
27 مرداد 92 0:21
واي رستااگه براي بدنيااومدن مارتيامن نت نداشته باشم چيكاركنمآخه حدوديك ماه ديگه ميخوايم بريم اون يكي خونمونولي اميدوارم نت گوشيم باشهخداااااااااااافك كن اين همه انتظارواسه يه فنقلي بكشي اخرش نت نداشته باشي
هانیه
27 مرداد 92 0:29
سلام رستای عزیزم وسایل و لباسای مارتیا خیلی قشنگن خیلی با سلیقه خرید کردی قول بده وقتی مارتیا به دنیا اومد همش ازش عکی بذاریا
samira
27 مرداد 92 0:29
سلام دلخورم ازت . و اما مارتیا جونم فقط باخودت می حرفم چون با مامانی قهرم. عزیزم همه وسایلت خیلی خوجلن .نازم به مامانت نگی ها بین خودمون باشه سلیقه ش عالیه ایشاالله هرچه زودتر عکستو با این لباسای خوجل ببینم. منتظرم ها................. راستی بابایی رو بیشتر ناز کن خب؟
مامان امیرحسین
27 مرداد 92 2:59
سلام عزیزم.به به همه چی عالی و خیلی خوشگله.عیب نداره رستا جون صبور باش این روز های سخت می گذره.انشاالله امتحان های همسری هم خوب پیش بره....
مهری
27 مرداد 92 9:25
رستا جون من کلی خصوصی تو پست های قبلی برات گذاشته بودم وبلاگ زدم و آدرس هم برات گذاشته بودم تازه اون مطلبی که برای زن نوشته بودی رو هم بهت گفتم اجازه بده تو وبم بزنم این پست و تایید نکنی چون عزیزم قراره تو وبم اسم مستعار داشته باشیم که هنوز اسم پیدا نکردم اما از این به بعد فعلا با اسم عشق یعنی میام پیشت دوست دارم
مهری
27 مرداد 92 9:26
آخ جووووووووووووووووووون بلاخره بعد از این همه مدت شدم نفر اول نظر....
امیر حسین و مامانش
27 مرداد 92 10:31
سلام رستا ای جونم چه خوشملنننن همه هم مارکای خوب افرین ایشالله ب سلامتی استفاده کنه عزیزم جون الان میبینم مارتیا تو کالسکه دلم ضعف میره براش خخخخخ عزیزم ی خبر خوش محمد طه گل هم پیدا شد
ثنا
27 مرداد 92 12:37
سلام عزيزم خوبي خيلي خيلي ممنون گل زيباي من سرقولم ميمونم خوش به حال مارتيا كه تو را داره چقدر لباساش قشنگه خيلي نازه
سپيده
27 مرداد 92 13:18
سلام اينا چقد ماهن لينكتنون ميكونم با اجازه
SaYa
27 مرداد 92 13:33
عزیزدلم خصوصی
نیلوفر
27 مرداد 92 13:33
وای...اینا رو ببین،چه خبره؟!کلی ذوق مرگ شدم چقده خوشگلن چه انتظاری...یه ماه دیگه...ولی من مطمئنم که مثل مامانش خوشگله رستا جون تک تک لباس های مارتیا خوشگلن...خوش به حالش با مامان خوش سلیقه اش و این همه لباس خوشگل که داره این شلوار و لباس قهوه ای چقدر شیک و نازن... قول بده به افتخار من یه بار تنش کنی و ازش عکس بگیری تا خاله اش قربونش بره،باشه؟ ببخشید من زیاد تو لوازم کودک وارد نیستم!این خرگوشه چیه؟ بعد اون پایینیش چیه؟ ووو...عجب پورشه ای سوار بشه این مارتیا جون...عزیزم کالسکه اش عالیه...خیلی ازش خوشم اومد...مبارک باشه این آویزه چقدر با حاله...خیلی خوشگله... همش مبارک باشه یادم باشه انشاالله خواستم سیسمونی بخرم با تو برم... بی صبرانه منتظر بنر 3 تایی تون هستم
سودابه
27 مرداد 92 13:44
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگن مبارکه گل پسری باشه..منم نمیدونم به چه روشی زایمان کنم موندم...
مامان رادمهر
27 مرداد 92 13:50
سلام دوست گلم امیدوارم خدا بت صبر وطاقت بده که این روزای طولانی رو تحملش کنی - میدونم الان چه حسی داری - بی قراری برای دیدن روی ماه گل پسری موقع خوابیدنتم میتونی چن تا بالش رو رو هم بذاری طوری که وقتی روش میخوابی به صورت نیمه خوابیده بشی بهتره تا زیر کمرتم بالش باشه که کمرتو پر کنه اینطوری بهتر میتونی بخوابی من شبای آخر حاملگیم ایطوری میخوابیدم استرس نداشته باش از خدا کمک بگیر همه چی به صورت غریزی رو روال عادیش پیش میره اصلا به چیزی فکر نکن- اگه دوس داری ذکر بگو یا به قدرت خلقت خدا فکر کن آروم میشی راجب نوع زایمانم بگم من چون یکم از درد زایمان رو کشیدم اگه میترسی همون سزارین شی بهتره چون اگه بترسی نمیتونی همکاری کنی اونوقت ممکنه خدای نکرده یا خودت آسیب ببینی یا کوچولوت نمیخوام بترسونمت ولی درد زایمان طبیعی باور نکردنیه و شجاعت زیادی میخواد - خیلی مواظب خودت باش موفق باشی
saba
27 مرداد 92 13:52
salam khanoom khoshgele khoobi?nafas kosholom chetole?rasta joonam saya 3 shanbe amal dare to ro khoda barash 2a kon khoda 2aye to ro k madari kheili ghabool mikone shak nadaram.akhe behesht zire paye madarane makhsoosan to k kheili dard keshidi fadat sham.rasti agha zaniyar behtare?ishala emtehanesho khoob mide.booos eshghaaaaam


خوشگل که شمایی عززززززیززززم
الهی بمیرم واقعا؟؟؟؟
الان میرم پیشش....
مامان ازاده
27 مرداد 92 13:52
مبارکش باشه عزیزم-ایشالا بسلامتی تن کنه رستا جون-همش قشنگه


مرسی عزیزم
مامان یگانه
27 مرداد 92 14:19
رستا جونم سلام
انشالله تا چشم بهم می زنی این یک ماه هم میگذره وبه سلامتی فارغ میشی.
واااااااای خداجون چی بشه این مارتیاجونم تو این لباسای خوشگل؟؟؟
خوش وخرم باشید انشالله که آقا زانیار هم تو امتحاناتشون موفق باشن.
قربونت

سلام فرزانه جووووووووووون
قربونت برم من که اینقدر به فکر مارتیامی
شما هم همیشه شااااااااااد و خرررررررم باشین
یگانرو محکن بخلش کن از طلف خواله لستاش
مامان مرضیه
27 مرداد 92 14:40
سلام رستا جونم
خوشحالم که هم حال خودت هم حال پسر گلمون و هم حال همسر عزیزت خیلی خوبه. ایشالله که همیشه شاد و خوش باشین.
سلیقت هم که بی نظیره. خوش بحال گل پسری...
رستا جان من از زایمان طبیعی خیلی می ترسیدم. ولی الان باورم نمیشه که به طور طبیعی زایمان کردم. درسته که درد داره ولی ارزششو داره. چون بعد از زایمان سریع حالت خوب میشه و مثل روزای اول میشی. اندام من الان بهتر از قبل از بارداری شده. چون هم زایمان مطبیعی بوده و بچمو خودم شیر میدم. به هر حال تصمیم با خودته. در این زمینه بیشتر فک کن.
برات از صمیم قلب آرزوی بهترینا رو دارم. ایشالله این ماه هم به خیر و خوشی تموم میشه و زایمان راحتی رو تجربه کنی.
مراقب خودت باش عزیزم.



سلام عزیز دلم
خوبی؟
پارسا جون خوبه؟
مرسی عزیزم
وای چه قدر خوب اما من وحشتناک میترسم....
نمیدونم باید چیکار کنم
زایمان سزارین با اپیدورال انتخاب کردم اما یکمی مرددم......
هرکسی یه چیزی میگه....
خاله زری ( مامان آرمان )
27 مرداد 92 16:05
وای رستا جوووووون دیگه چیزی نمونده نی نی بیاد تو بغلت خدا رو شکر .
میدونم این روزا خیلی سخته اما زودی تموم میشن چیزی نمونده
لباس ها خیلی ناز بودن من که دلم ضعف کرد عسیسم


سلام به روی مااااااااااااهتون
واقعا خدارو شکررررررررر
ممنونم بابت دلگرمیات
لباس ها اصلا قابل دار نیستن
آرمان خشگلرو یه بووووووووس محکم کن
از دیدن پسر به این خوشگلی همیشه میگم دمه خدا گرررررررررم
مریم
27 مرداد 92 18:14
سلام عزیزم خوبی
مدتی پیش اومدم وبتون دیدم یه نظری براتون اومده و گفتین که اذیتتون میکنه
خصوصی تون و چک کنین براتون توضیح دادم


بله عزیزم...
خوندمش.....
ممنون از لطفت
اما اون مشکل حل شد.....
دیگه کاری به کار مزاحما ندارم
مریم
27 مرداد 92 18:21
امیدوارم نی نی تون سالم بدنیا بیاد


ایشالا و مرسی
مریم
27 مرداد 92 18:22
خیلی خوش سلیقه هستینا


ممنونم عزیزم
SaYa
27 مرداد 92 21:17
قرار شد من دیگه کامنت نزارم...
fateme
27 مرداد 92 21:21
ايول فَمِستَم حالتـــون خوبهازكامنتآيي كه تاييدكرديمن چنين آدم باهوشيمبهلـــه بهلـــه پس چي فك كردي:|*


تو باید ادیسون میشدی
اشتباهی فاطمه شدی
حمیده
27 مرداد 92 21:44
سلام خوبی رستا..
من دیشب یه کامنت گذاشتم برات نیومده آیا؟


سلام به روی قرص ماههههت حمیده جون
خوبی؟
چرا اومده عزیزم
کامنتا زیادن
یکمی طول میکشه تایید کنم و ج بدم
منم که کند و تنبل!
SaYa
27 مرداد 92 21:48



بیخودی از این شکلکا به خودت نگیر
من تسلیم نمیشم
fateme
27 مرداد 92 22:05
هروقت ميام لباساروميبينم اول لبخندميزنم بعدكه يكم خيره ميشم اشكم درميادكه خودم ني ني دارننشم چيزايي كه خريده بمونه رودسم
m
27 مرداد 92 22:31
ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/ این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید
fateme
27 مرداد 92 23:12
اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموشی نکنه قلب براش می تپه ، و این یک یاد آوریست . (شکسپیر) تو،سايا،مارتياوچمران
ترش و شیرین زندگی خانمی و اقایی
27 مرداد 92 23:20
سلام رستا جان چقدررررررررررررر لباسای پسملیت خوشگله الهیییییی واقعا نازن الان خارج از کشوری؟ اخه گمون نکنم این لباسا رو ایران داشته باشن مخصوصا کالسکه اش! نمیدونم شاید من عقب مونده ام مراقب خودت باش
مامان عاطفه
28 مرداد 92 2:36
سلام مامانی.خوبی؟ تبریک میگم لحظه های آخره دیگه! و تا یه مدت دیگه شما هم میشین اووووووه چقده لباسای خوشگل برا مارتیا جونم خریدی.حوش بحالش.ولی کاش اینقد سرهمی و بادی نمیخریدی آخه من از تو واردترممنم برا امیررضا گرفته بودم ولی تا الان دوتا شو استفاده نکرده گذاشتم کنار چون براش کوچیک بود آخه نی نی ها زود زود رشد میکنن. مبارکش باشه.مراقب خودتون باشین. بای
اسماء ღمامانه فسقل ღ
28 مرداد 92 9:52
وووای عزیزم ای جانم چقدر همه چیز خوشچله اخ منم دلم به تاپ تاپ افتاد واسه دیدن این فسقلی مامانی ای جونم چقدر لباساش خوشچلن نی نی کوچولو زودی بیا که علاوه بر مامان بابا خیلیا منتظره دیدنت هستن ای جونم بخورمش من این پسری رو.....
زهرا
28 مرداد 92 10:56
رستاجون انشالله این روزهای سخت باصبربگذرونی ومارتیاکوچولونازوسالم بیادبغلت.تواین روزهای آخرخیلی مواظب خودت باش خوشحالم آقازانیاربهترشده انشالله امتحاناتشوبه خوبی تموم کنه لباسای مارتیاخیلی خوشکلن عزیزم به ماهم سربزن لینکت کردم چندبارکامنت گذاشتم امانمیدونم چرانیستن؟؟؟؟ همیشه زندگیت پرازشادی باشه دوست من
saba
28 مرداد 92 11:00
salaaaaaaaaam rasta khoshgele khoobi azizam?oon fesgheilim chetole?lagad mizane?khodam behesh goftam bezanedashtam rad mishodam gozaram oftad o delam tang shode bood goftam biyam ye salami bedam o hale joojeghashngamo beporsamkhob fadat sham felaaaan.booooooooooooos
مامی محمدمهدی
28 مرداد 92 12:39
مارتیا جون عزیزم مبارکت باشه انشاالله که به سلامتی پاهای کوچیکت رو تو دنیای زیبای مامانی و باباییت بزاری
مامان رهام
28 مرداد 92 12:59
سلام رستایییییییی وااااااااااااااااااای چه لباسای نازوخوشجل موشجلی گرفتی مبارکه مارتیاجون باشه رستاجون من سزارین کردم و راضی ام بازم از نو بخوام زایمان کنم همون سزارین رو انتخاب میکنم چون منم مث تو واقعا از دردای طبیعی میترسم
مامانٍ توت فرنگی
28 مرداد 92 13:10
وای عزیزم لباسهاش خیلی خوشگلن مخصوصا شلوار قهوه ای وای مارتیا خوشگل را تون شلوار تصور کن دلم غش رفت
مامان آروین (مریم)
28 مرداد 92 14:25
سلام رستاجان امروز با وب شما آشنا شدم و از ساعت 11 تا 2.5 کلا همه رو خوندم و لذت برم . ساده و بی آلایش مینویشی که عاشق اینجور نوشته ها هستم . امیدوارم همسر عزیزت تو امتحانات موفق باشه و شما هم به خوبی و خوشی زایمان کنی . اگه امکان داره رمز پستهای رمزدارت رو برام بفرست تا خوندن وبت تکمیل بشه و از این به بعد بتونم دوست خوبی برات باشم . به وب پسر من هم سری بزنی خوشحال میشم .
ف یوسفی
28 مرداد 92 14:40
عااااااااااششششق اون کلاه سبزش شدم.... خدایی لباسای خییییلی نازی داره مارتیا..... همه این لباسا رو تن مارتیا کن وعکس همشون رو بذار ایشالله... کفشش رو قررررررربون... رستا... اول پستت رو خیلی زیبا نوشتی... خیلی زیبا تونستی درد و رنج یک مادر رو واسه مارتیا جونت ترسیم کنی... مطمئنا مارتیا قدر این مادر رو می دونه...
مهری
28 مرداد 92 17:18
روزی چند بار بهت سر میزنم اما برات پیغام نمی زارم آخه می گم گناه داری با این شرایطط و کمر دردت پای سیستم جواب بدی
اما بدون هر روز چنندین بار پیشت میام حتی اگر نظر نزارم


فددددددددددددددددداااااااااااااااای تو مهری جونم
مامان شراره
29 مرداد 92 1:15
ای جانم به مارتیا جون بااین مامان خوش سلیقه ای که داره.وایکه چقدر وسایلی که براش خریدی خوشگل وبینظیره.الهی مبارکش باشه.
عزیزم خیلی خوشحالم که خداروشکر حال همسرت بهتره.خداروهزاران بارشکر.


ممنونم شراره جوووووووونم
عشقم خوفه؟؟؟
هیچکدوم قابل دار نیست به خدا
saba
29 مرداد 92 9:28
salam rasta joonam khoobi azizam?martiya khoobe?rasta koooooooojayi?chera nisti pas?halet khoobe dokhtar?rasta dobare setamoon nadiyaaaaaaaa.dooset daraam azize delam
مامان فتانه
29 مرداد 92 14:54
مااومدیم با پست جدید
fateme
29 مرداد 92 18:30
رستانوارت رو12گيركرده؟؟؟


چی؟؟!!!!!!!!!!!!!
saba
29 مرداد 92 19:08
elahi fadaye oon aroosake khoshmelam basham k daram vase didanesh lahze shomari mikonam eeeeeey khoooda zood biyaresh.va ama rasta khanoom shoma chera nemiyay?nemigi adamo negaran mikoni khob 100 bar goftam behet 1000 ta fekr miyad too kalam.sabr kon age b martiya nagoftam lagad baroonet kone hala bebin.dokhtare khooob o khoshgel biya baba sektamoon dadi

خدا نتنه
من خوبم صبا ناااااااااااااازی
fateme
29 مرداد 92 21:04
رستاتواآني؟
fateme
29 مرداد 92 21:08
اي خدانه سبادردسترسه نه تووساياانلاينيد
مامان خانومی
29 مرداد 92 21:25
سلام ای جوووووووووونم چقد نازه من از اینا میخوام مامانی وای چقد شیرینه لباساش خدا بهت ببخشه پسرت رو خانومی انشاا... لباسای دامادیشو
ثنا
29 مرداد 92 23:11
سلام رستا جونم حال خودت وكوچولوت چطوره دلم برات تنگ شده زود بيا ديگه
نیلوفر
29 مرداد 92 23:42
سلام رستا جون،کجایی شما؟ خوبی؟ همه چیز آرومه؟
samira
30 مرداد 92 1:07
سلام هی میگم قهرم باهاش هی این دل وامونده کوتاه نمیاد و میگه یه حالی ازش بپرس! خوبی عزیزم کم پیدایی؟ می دونم دوران سختی رو پشت سر میزاری ولی فکر این دل مارم بکن که هزار جا میره نمیخواد چیزی بنویسی فقط کامنتارو تایید کنی کافیه که ما یه جوابی به این دلمون بدیم بله البته خبر از کل خونواده منتظرم ها!!!!!
مامان رونيا و رومينا
30 مرداد 92 11:05
به من و دخملم هم يه سر بزنيد البته اگه دوست داشتين لباس هاى خيلى نازى هم براى آقا مارتيا خريدين
saba
30 مرداد 92 12:17
salam rasta joonam khoobi?mrtiay joooonam khoobe?elahi fadaye oon fesgheli besham man.rasta to k pak maro sekte naghes dadi raft vali khob alan k khoob shod oomadirasti agha zaniyar emtehanesho dad?khoob shod?ishala k ghaboole.rasta joonam doooooseeeet daraaaaam
مامان بردیا شیطون
30 مرداد 92 13:10
ای جونم چه لباسای نازی الهی ما بی صبرانه منتظر نی نی تون هستیم مادر بودن حس قشنگیه بهت تبریک میگم
fateme
30 مرداد 92 13:16
رستاشفاف سازي كن ببينم كجاييدلم برات تنگ شدهــ
سودابه
30 مرداد 92 15:03
مارتیا جون مبارکت باشه..راستی رستا تصمیمتو گرفتی راجع به زایمان؟؟
مهری
30 مرداد 92 17:24
سلام رستا جون فکر کن دیشب خوابتو دیدم خواب دیدم اومدم وب و داستان تو ادمه شو نوشتی بعد همین که می خواستم بخونم از خواب پریدم ببین دیگه آدم چه قددددددددددر باید خرای نت باشه
مهری
30 مرداد 92 17:25
منظورم خراب نت بود هااااااااا اشتباه نخونی ها
مامان هدیه
30 مرداد 92 17:29
عزیزم با شناختی که ازت دارم سزارین بهترین گزینه براته بازم صلاح مملکت را خسروان ئانند و اما لباسای مارتیا جون یکی از یکی خوشگلتره به سلامتی و شادی استفاده کنه ایشالا کالسکه و کریر هم که حرفنداره دریک کلام خوش سلیقه ای و همر چیزی که میخری حرف نداره
نیلوفر
30 مرداد 92 18:08
رستا خانوم کجایی؟؟؟؟ بیا دیگه
نیلوفر
30 مرداد 92 18:18
آخ...رستا جون بیا دیگه... بابا دلم تنگ شده براتون
saba
30 مرداد 92 18:31
salam rasta joonam khoobi?martiya joonam khoobe?rasta joon saya ap karde ye ape kheili khoshgel o tasviri man k mese bargh az jam paridam bala az khoshhali.kheili apesh ghashange
SaYa
30 مرداد 92 19:48
بیااااااا کجایی قربونت برم آخه
میترا
30 مرداد 92 21:45
سلام گلم خیلی شیک هست مبارک پسر گلت باشه
نیلوفر
31 مرداد 92 0:06
رستاااااااااااااااااجون... بیا دیگه
SaYa
31 مرداد 92 0:31
بیا که خیلی حالم گررررفته کجاااایی رستااااا
مامان امیر مهدی (سوده)
31 مرداد 92 11:30
ماشاالله به این نی نی عزیز با لباسهای قشنگش انشاالله قدمش مبارک باشه .واییی مامانی من تا حالا که همش میومدم وبتون فهمیدم فقط یکی از لینکهاتونو سیو کردم و با خودم میگفتم چرا مطلب نذاشتید؟؟؟امروز فهمیدم تا حالا خواب بودماما شما خیلی بیمعرفتین نه امدی بهم سر زدی و نه رمز دادیبه هر حال دوستتون دارم و برات ارزوی بدنیا امدن یک نی نی سالم و خوشگلو دارم انشاالله.
fateme
31 مرداد 92 11:59
رستاداري كم كم نگرانم ميكني
آسمونی ها
31 مرداد 92 12:02
ایشالله این همه وسیله های خوشگل موشگل مبارک نی نی گلی باشه ... عزیزم من از طریق سوالت به اینجا رسیدم و وبت رو خوندم. خیلی خوشم اومد. اینطور که من متوجه شدم شما خارج از ایران زندگی میکنید. به نظرمن با توجه به امکانات اونجا زایمان در آب هم میتونه گزینه ی امنی باشه. روش فکر کن. وقتی دیدم برای پسرت نمیخوای تخت بخری، خیلی خوشم اومد. با خودم فکر کردم دیدم واقعا بچه تا دو سه سالگی که تخت نمیخواد. کاش بتونیم این چشم و هم چشمی ها رو کنار بذاریم. من که نی نی ندارم فعلا ولی وقتی هم نی نی دار بشم، فقط وسایل ضروری رو براش میخرم. با اینکه مطمئن هستم با توجه به تک دختر بودنم مردم هزار و یک حرف مفت برام در میارن!!! ولی مهم نیست. میذارم به موقعش با توجه به نیاز بچه م میرم براش میخرم. واقعا آخه این چه کاریه که تا سن 10-15 سالگی به بچه چیز میز میدن که هیچ کدومش هم استفاده نمیشه و واقعا حیف پوله!!! وای چقدر دلم پر بود از این قضیه!!! چقدر حرف زدم!!! ببخشید ...
SaYa
31 مرداد 92 12:13
رستاااااااااااااااااااااااااا
fateme
31 مرداد 92 13:03
سلام رستاجونم.اخه توكجايي؟؟دلم برات يه ذره شده.مارتياخوبه؟؟تكون ميخوره؟؟توروخدازودتربيا
نیلوفر
31 مرداد 92 15:30
رستا چقدر حررررررررررررررص میدی... بیا دیگه،نگرانت شدم... دندونت خوبه؟
saba
31 مرداد 92 18:19
rastaaaaa koojayi?martiya khoobe?rasta to ro khoda biya ye chizi bago o boro joone man.rastaaaaaaa
majede
31 مرداد 92 18:56
سلام رستای خوشگلمممممممممممم... خوبی عزیزم؟ مارتیا خوبه؟ اقا زانیار بهتره ایشالله؟ امنحاناشم ایشالله با موفقیت پشت سر میزاره عزیزم... خودت بهتری؟ دردات بهتر شده؟ خیلی مواظب خودت باش عزیزدلمممممممم....
مامان بهی
31 مرداد 92 20:01
سلام رستا جونممممممممممم حالت خوبه عزیزمممم وااااااااااااااای چه لباسای نازیییییی منم می خوامممممممممممکاش من مارتیا بودمممممن همیشه وبلاگتو می خونم ولی حالی تا حالا کامنت نذاشتم جز درخواست رمزالبته ندادیااااالان می بینم تو ی لینکات هستمممم منو می گیخوشحالم کردیی عزیزممم دوستیم مگه نه
نیلوفر
31 مرداد 92 20:54
رستااااااااااااااااااااااااااااااا...
SaYa
1 شهریور 92 14:51
کجاااااااااااایی
saba
1 شهریور 92 16:34
rasta joonam vaghan k kojayi rasta degh kardam dirooz harchi miyoomadam net miparid raftam khoone fateme barat nazar gozashtamkheili negaranetam rastaaaaaaa to ro khoda biyaaaaaaaaaaaaaa.nakone martiya b donya oomade?rasta biyaa delam barat kheili tang shode rastaaaaaa jooooonam
الهام مامان رامیلا
1 شهریور 92 19:40
ای جان خیلی خوشگل بودن خیلی دستت درد نکنه رستا همه چی که تخت و کمد نیست عزیزم مادر بودن یعنی همین خیلی قشنگ بودن لذت بردم انشالله به سلامتی بدنیابیاد و استفاده کنه زایمان فقط اسمش ترس داره وقتی بچه ات رو میزارن تو بغلت همه چی یادت میره همه چی من خودم سزارین بودم خیلی راضیم خیلی
SaYa
1 شهریور 92 20:47
رستای من کجاااااایی
مهری
1 شهریور 92 21:06
رستا جون خوبی؟ مارتیا خوبه؟ شوشو چه طوره ؟ پس کجاییآخه؟
نازنین جونه رستا
1 شهریور 92 22:47
سلام.خوبی رستا جووونم؟مارتیا خان خوبن؟دیگه نزدیکه بیادابابا کوجایی؟حالی از ما نمیگیری .کامنت تایید نمیکنیحالت خوبه؟شوخی کردم.میدونم اخراست خسته ای.ایشالا مارتیا به سلامتی دنیا میاد و همه این خستگیا رو با وجود کوچولوش از بین میبره. راستی اقا زانیار امتحانشونو خوب دادن؟من کلی براشون دعا کردم.ایشالا موثر بوده باشه...
مامان حسنا
1 شهریور 92 23:52
عزیزم ذهنت و درگیر زایمان نکن به قول دوستا هرچی باشه یه روزه میگذره.... منم اپم
saba
2 شهریور 92 12:09
rastaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa martiyaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaabiyaaaaaaaaaayd kojayiiiiiiiid?koshti mano to rasta jooooooooonam biyaaaaaaaaaa
SaYa
2 شهریور 92 12:10
رستا؟
SaYa
2 شهریور 92 20:06
ناراحتی یعنی روزی 100بار بیام وبت ولی از تو خبری نباشه....
fateme
2 شهریور 92 22:13
rastakheli vaghte khabari azat nadarim
نیلوفر
2 شهریور 92 23:14
رستاااااااااااااااااااااااااا کجایی؟خوبی؟
مامان آروین (مریم)
3 شهریور 92 8:15
خیلی قشنگن خیلی باسلیقه ای مبارک باشن ایشالاه به سلامتی به دنیا بیاد
مهری
3 شهریور 92 11:48
نکنه مارتیا شیطنت کرده زودتر از موعد اومده باشه
شیما
3 شهریور 92 12:23
رستا جون ایشالا بسلامتی زایمان کنی و مارتیا صحیح و سالم پا به این دنیا بذاره سیسمونیش هم مبارکش باشه ایشالا با خوشی و سلامتی استفاده کنید موقع زایمان ما رو یادت نره
ثنا
3 شهریور 92 15:59
سلام نازمن كجايييييييييييييييييي دلم تنگ شده هرجا كه هستي خدا نگهدارت عزيزم
saba
3 شهریور 92 18:01
rastaye man chera halesh khoob nist k nemiyad?chera?rasta az negarani dastam dare milarze o ino minevisam kheili negarane martiyaam
نیلوفر
3 شهریور 92 18:49
وای رستا جونم خیلی نگرانتم خوبی؟چرا نمیای؟
نیلوفر
4 شهریور 92 0:47
رستا جون کجایی؟ هرجا باشی برات آرزوی سلامتی و شادی می کنم... ولی بیا یه سر بزن...نگررررررررررررررررانتم
الهام مامان علیرضا
4 شهریور 92 12:43
خیلی قشنگ بود عکسها رستا جون مبارک مارتیا جون باشه
عشق یعنی...
4 شهریور 92 13:06
دیگه واقعااااااااااااااااااااااااااااااااا بد جوری دارم نگران میشم هااااااااااااااااااااااااااااا
fateme
4 شهریور 92 14:04
رستاسلام.خوبي؟؟چرانمياي؟كجايي؟چرابي خبرميري؟خب اگه حالت خوبه خداروشكر.راستش خيلي نگرانم اخه تووسايايهوباهم غيبتون زداميدوارم هرجاي اين كره خاكي كه هست تنتون سالم ودلتون خوش باشه.منتظرتوومارتياهستم
شیدا
4 شهریور 92 22:16
نتیجه ی تفکراتت چی شد رستا؟؟؟ طبیعی یا سزارین؟؟؟
سولماز
5 شهریور 92 13:57
خیلی خوشگلن رستا جونم مبارک باشه ایشالا به سلامتی ازشون استفاده کنی حال همسری بهتری شده ؟؟
نازنین جونه رستا
5 شهریور 92 14:19
سلاااام.رستا جوووونی کجاااایی؟دلم برات یه ذرررررره شده.خوبه حالتون؟بیا یه چی بگو.نگرانتم بابا
saba
5 شهریور 92 17:40
rasta joonam salam khoobi?rasta bebakhshid man in 2 rooz nayoomadam barat nazar bezaram bavar kon kampiyoteremoon dasht misookht nabayad roshanesh mikardam ba goshimam k mikhastam biya aslan nemishod yani nemiyoomad too net alan k oomadam too vebe to o saya o majede daram az khoshhali bal dar miyaram rasta joonam.rasti rasta khoobi?martiyam khoobe?rasta chera nemiyay b khoda ashkamo dar avordi alan daram ba boghz minevisam.rasta chera nemiyay?akhe chete?eeeeeeeeeeeeeyyyyyy khoooda khodet komakesh kon khoda movazebe rastamo martiyam bash khoda.dooosetoon daraaam mimiram baratmooooon
نازنین جونه رستا
5 شهریور 92 23:12
آخخخخخخخخ جووووووون.رستا اووووووومد.واااای خیییییییلی خوشحالم.
مامان زهرا
6 شهریور 92 13:20
مبارکه عزیزم
مامان زهرا
6 شهریور 92 13:22
خصوصی عزیزم
مامان آیدین
19 شهریور 92 2:53
لباساش خیلی نازن ایشالا مبارکش باشه
خانمي
20 شهریور 92 20:16
سلام اي جان چقدر خشگلن اينا... ايشالا يه ني ني سالم و خشگل به دنيا بياري... واي دارم از ذوقم غش ميكنم من عااااااااااااششششققققققققق ني ني ام.